قمارباز

60000 تومان 54000 تومان

قمارباز

نویسنده: داستایوفسکی

مترجم: جلال آل احمد

رمان عاشقانه – روانشناسانه

 

قمارباز داستایوفسکی ، داستان پسری ست که به خاطر عشق درگیر قمار می شود.

قمار باز

 

در این رمان کوتاه تاریک و جذاب ، داستایوفسکی داستان الکسی ایوانوویچ ، آموزگار جوان را که در خانه یک ژنرال امپراتور روسی کار می کند ، روایت می کند ، اما در عوض در مارپیچ نزولی بی پایان شرط بندی و باخت قرار می گیرد. اعتیاد شدید و غیرقابل اجتناب او و در همین حین روابط او با خواهر زاده بی رحم اما اغواگرش ، پولینا ی زیبا ، وضعیت او را در نقطه ی بحرانی تری قرار داده است. در رمان The Gambler ، داستایوفسکی با این پرتره روانشناختی خیره کننده به اوج درام می رسد.

فئودور داستایوفسکی به طور گسترده به عنوان بزرگترین نویسنده روسی قرن نوزدهم و غول ادبیات جهان شناخته می شود. او به دلیل تصویرگری های غنی و دقیق اش از بیماری های روانی در چندین اثر خود از نویسندگانیست که به روانپزشکی متمایل است، داستایوفسکی، رمان نویس ، مقاله نویس ، روزنامه نگار، نویسنده ی داستان کوتاه و فیلسوف بود

 

اما اعتیاد مزمن وی به قمار و خطرات ناشی از آن کمتر شناخته شده است

 

The Gambler ، یکی از رمان های نیمه اتوبیوگرافی اولیه داستایوفسکی (1866) است، با الهام از اعتیاد خود به رولت ، با تمرکز بر تصویر آن از قمار نگاشته شده است.

داستایوفسکی ابتدا این ایده را داشت که در اوایل سال 1863 داستانی درباره قمار بنویسد. او در مورد این مطلب به دوستش استراخوف نوشت: (میخواهم او مردی با صراحت ، بسیار فرهیخته و از هر لحاظ ناتمام ، مردی که ایمان خود را از دست داده است باشد، نکته اصلی این است که همه شیره حیاتی او ، انرژی های او ، شورش وی ، جسورانه ، به رولت منتقل شده اند. او قماربازی است که در اعماق وجودش احساس می کند که این مورد تحقیر او است ، کل داستان رولت بازی او در خانه های مختلف قمار بیش از دو سال است.

در نتیجه قمار بیش از حد خود داستایوفسکی ، او مبلغ قابل توجهی را به استولوسکی ، ناشر بی رحم روسی بدهکار شد

در سال 1866 ، به عنوان ابزاری برای پرداخت بدهی های خود ، داستایوفسکی بر روی حق انتشار کلیه آثار گذشته و آینده خود قمار کرد

قمارباز نوعی رمان است که به عنوان روایت اول شخص نوشته شده است ، و سوءاستفاده های قمار ، علاقه های عاشقانه و حوادث مرتبط با زندگی راوی الکسی ایوانوویچ را ضبط می کند.

داستایوفسکی مینویسد: برای اینکه بتواند خوب بنویسد ، باید رنج ببرد
.
.
.