سرباز بی‌سرزمین

12000 تومان

سرباز بی‌سرزمین
نویسنده: هادی خورشاهیان

رمان ایرانی

 


 

تکه ای از کتاب

تو در دادگاه آن ها حضور داشتی . در دادگاه پدر آن ها | که به نمایندگی از طرف خودش و تمامی پسرانش پشت میز محاکمه ایستاده بود و به نمایندگی همه از همه دفاع می کرد، ولی به نمایندگی همه زنده به گور نشد. یک نفر محاکمه شد، ولی همه مجازات شدند. کمیته ی مجازات. مجازات کمیته. یک چیزی تقریبا این طوری. تو در کجای ماجرا بودی؟ جایی بودی که دستت به هیچ جا بند نبود. هیچ کاری نمی توانستی بکنی جز نظاره کردن .

حتى حرف هم نمی توانستی بزنی . تو آن موقع دیگر راوی هم نبودی و نمی توانستی هروقت دلت می خواهد در متن دخالت کنی. این رمان را تو نمی نوشتی محاکمه و زنده به گور کردن خارج از اراده ی تو به متن تحمیل شده بود. هیأت منصفه ای وجود نداشت. البته هیأت بودند، ولی منصفه نبودند.

.

.

.