حرف‌های تنهایی

20000 تومان

حرف های تنهایی
نویسنده: مهری خلیلی
کتاب دلنوشته

 


تکه ای از کتاب حرف های تنهایی

 

… تولد بهار ….

 

ماه من سلام؛

امروز تولد بهار است و من صبح با تلنگر باد بر پنجره از خواب بیدار شدم و به بهار لبخند زدم….

نسیم مهربان چونان رقاصه ای از میان انگشتانم گذشت و بر شاخه ی سیب تاب خورد.

امروز حال غریبی ست، نیاز گنجشکان به مشتی دانه دیگر احساس نمی شود، دیگر سرما دستان پیر درخت انار را زیر شلاق خود خرد نمی کند، کبوتران سپید، همسایه کنج قفس نیستند، در میان آسمان با صدای آواز آنها می پرند و می رقصند.

” به حق که جشنگاهی ست باغ”

و چه خوب می دانم روزی با بهار تو هم در دستان عاشق من خواهی شکفت. چه تابشی دارد عشقت در صحن دلم، نگاهم نور می پاشد بر روز سپید….

پس امروز تا فردا ترانه خواهم خواند، با قناری با چکاوک با هزار…

باران را قسم خواهم داد تا راهت را بشوید، چه ریحانی می شود زمین، خاک مست از بوی شراب عشق است!

به نسیم پیغام خواهم داد تا تمامی راهت را عطر افشانی کند، برایت سبدی از شقایق خواهم آورد، تا فردا نگاهم را از راهت بر نخواهم داشت، قدومت بر نگاهم باد تا برای همیشه بودنت را حس کنم. تا فردا نخواهم خفت و همراه یاکریم پیر به تو فکر خواهم کرد، چه دلارام است این خاطر تو!

و چه خاطر آسوده، من، از تو چکامه میسازم….

ماه من؛ تو گرمای دل سرما زده ام باش و بیا و مرا غرق تمنا، به پناه، پشت پرچین نگاهت بنشان و بگذار با تو بشکفم از امروز تا فردا که تو می آیی باز….
.
.
.